وقتی چیزایی که حس کردی رو به کسی نتونی منتقل کنی احساس تنهایی تبدیل به حلناشدنی ترینهای عالم میشه. خب، بیکار که نمیشد موند. پس تمام زورم رو زدم؛ کلمهها رو صیقل دادم بلکه چیزی از من دیده بشه تو آیینهگیشون. شکر خدا شد، اما دیده نشد! حالا تو این گیر و ویری بارها پیچونده شی و دست رد به سینهت بخوره و... اینبار «پسِ» دیگهم این بود که با کبریت و سیگار تو حیاط نشستم و «بر این روشنایی محدود گریستم».
موضوعات مرتبط: دلنوشته ، خودمونی تر خلوت شیشه ای کوچک من...
ما را در سایت خلوت شیشه ای کوچک من دنبال میکنید
برچسب: تنهاییِ,تنها, نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:46