خلوت شیشه ای کوچک من

خرید بک لینک
میترسم حتی از گفتن این حرف که میترسم از بس بیرون مهمم نیست. شاید برای خیلیهای دیگر هم نباشد؛ اما دایرهی «منِ» من دیگر زیادی کوچک شده. حتی دستهام را نگاه که میکنم انگار برایم تکان میخورند: «صادق! خداحافظ». لحنش را نمیفهمم. فقط همه چیز لبریز میشود و محو. _آقا تا کی؟ خسته شدم... . این مراسم وداع یک عمر طول میکشد، طول میکشد و خوابم میبرد. خوابم میبرد و توی کاسهی صبرم ته میکشم.
موضوعات مرتبط: دلنوشته ، خودمونی تر خلوت شیشه ای کوچک من...

ما را در سایت خلوت شیشه ای کوچک من دنبال می‌کنید

برچسب: مرگی,مختصر,برای,خودم, نویسنده: بازدید: 4363 تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:46

«پشت یکی از همین دیوارهای نامرئی»همه چیز آرام پیش میرود اما پیش میرود. در پس تصاویرِ ساده، حادثههایی در حال شکل گرفتن و رخ دادن است که ما از آنها تنها صدایی جرقهوار میشنویم. این بهخاطر آن است که، ما آدمها را بیشتر از بیرون میشناسیم و کمتر به درون آنها سرک میکشیم. انگار که پشت یکی از دیوارها قایم شده باشیم و صدای آدمها را گوش کنیم و در عین حال چهره و حرکتهایشان را تصور کنیم. تصاویرِ تصورگونه باعث میشوند که ما قابها را زیباتر از واقعیت ببینیم. مثلاً جایی که پسرِ تهتغاری وارد میشود و پارچه از صورت مادر برمیدارد و چهرهها همزمان و بهآرامی بالا میشوند. به همین دلیل است که وجود خلوت شیشه ای کوچک من...

ما را در سایت خلوت شیشه ای کوچک من دنبال می‌کنید

برچسب: «پشت,همین,دیوارهای,نامرئی»,یادداشتی,داستان,توکیو, نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:46

تنگچشمان نظر به میوه کنند

ما تماشا کنانِ بستانیم

سعدی

خلوت شیشه ای کوچک من...

ما را در سایت خلوت شیشه ای کوچک من دنبال می‌کنید

برچسب: تماشا, نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:46

«خودزنی با قمۀ چوبی»اینجا کلیکسیونیست از بازیگرهای مختلف و رنگارنگ که پژمان جمشیدی و سام درخشانی و گاهی نیز سرگرد با هم میچرخند و از کنار این همه خوش و خرّم میگذرند. ما هم کنار اینها شاهدیم که فیلم بهراحتی از هر بازیگر نقش فرعیای میگذرد و به بازیگر چهرۀ دیگری میرسد. با اینهمه تا در صحنهای انواع شوخیهای ممکن را انجام ندهد بیخیالش نمیشود که نمیشود. مرده را نیشگون میگیرد، پوست لزجش را تا جا دارد کش میدهد و استخوان شکستهاش را از زیر پوستش بیرون میکشد. البته جا داشت مرده را جلوی آفتاب بگذارند تا بترکد و بپاشد روی جناب بازیگران مارکپوش، ولی فیلمساز ما آگاه است! آگاه است که مردم خلوت شیشه ای کوچک من...

ما را در سایت خلوت شیشه ای کوچک من دنبال می‌کنید

برچسب: «خودزنی,چوبی»,فیلم,خوب, نویسنده: بازدید: 75 تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:46

وقتی چیزایی که حس کردی رو به کسی نتونی منتقل کنی احساس تنهایی تبدیل به حلناشدنی ترینهای عالم میشه. خب، بیکار که نمیشد موند. پس تمام زورم رو زدم؛ کلمهها رو صیقل دادم بلکه چیزی از من دیده بشه تو آیینهگیشون. شکر خدا شد، اما دیده نشد! حالا تو این گیر و ویری بارها پیچونده شی و دست رد به سینهت بخوره و... اینبار «پسِ» دیگهم این بود که با کبریت و سیگار تو حیاط نشستم و «بر این روشنایی محدود گریستم».
موضوعات مرتبط: دلنوشته ، خودمونی تر خلوت شیشه ای کوچک من...

ما را در سایت خلوت شیشه ای کوچک من دنبال می‌کنید

برچسب: تنهاییِ,تنها, نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:46

صفحه بندی